الملا فتح الله الكاشاني

259

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرمان بردند ايشان را در تحليل و تحريم چنان كه فرمان خدا بايد برد در آن و يا سجده ميكنند ايشان را * ( وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ ) * و عيسى پسر مريم را نيز بخدايى ميگيرند به اين معنى كه او را پسر خدا مىدانند و ميگويند كه ان اللَّه ثالث ثلاثه * ( وَما أُمِرُوا ) * و حال آنكه عيسى و احبار و رهبان فرموده نشدند و يا فراگيرندگان ايشان بخدايى مامور نيستند در همهء كتابها * ( إِلَّا لِيَعْبُدُوا ) * مگر آنكه تا بپرستند و فرمان برند * ( إِلهاً واحِداً ) * يك خداى را كه در وحدانيت * ( لا إِله ) * هيچ معبودى نيست * ( إِلَّا هُوَ ) * مگر او اين صفت ثانيه است يا استينافست براى تقرير توحيد * ( سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * پاك است او از آنچه بوى انباز ميگيرند از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلم مرويست كه نصارى و يهود روزه نداشتند براى احبار و علماء خود و نماز نگذاردند براى ايشان بلكه حلال ايشان را حلال دانستند و حرام ايشان را حرام و به جهت اين تابع ايشان شدند در جميع او امر و نواهى پس هم چنان كه خداى را پرستش بايد كرد در اوامر و نواهى او ايشان احبار و علماء خود را به اين وسيله عبادت كردند و ثعلبى به اسناد خود از عدى بن حاتم روايت كند كه او گفت كه من ترسا بودم روزى نزديك رسول ( ص ) رفتم و صليبى از زر در گردن داشتم مرا گفت يا عدى اين بت را از گردن خود دور كن او را از گردن بيرون كردم و بينداختم پس آن حضرت ( ص ) بتلاوت سورهء برائة مشغول شد تا به اين آيه رسيد كه * ( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ ) * من گفتم ما ايشان را نپرستيده‌ايم فرمود نه بقول ايشان حلال را حلال ميداريد و حرام را حرام گفتم آرى فرمود نه شما ايشان را در آنچه بشما ميفرمايند اطاعت ميكنيد و طاعت ميداريد گفتم آرى فرمود فتلك عبادتهم پس اينست عبادت ايشان * ( يُرِيدُونَ ) * ميخواهند يهودان و ترسايان * ( أَنْ يُطْفِؤُا ) * آنكه فرو نشانند * ( نُورَ اللَّه ) * نور خداى را كه آن حجة داله است بر وحدانيت او و تقدس او از ولد و صاحبه و يا قرآنست كه متضمن وحدانيت است و يا نبوت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله * ( بِأَفْواهِهِمْ ) * بباد دهن هاى خود يعنى بشرك يا بتكذيبى كه به زبان ميرانند * ( وَيَأْبَى اللَّه ) * و منع مىكند و نمىخواهد خدا و نمىپسندد * ( إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه ) * مگر آنكه تمام گرداند دين روشن خود را باعلاى توحيد و اعزاز اسلام * ( وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * و اگر چه كاره باشند آن را كافران جواب لو محذوف است بجهة دلالت ما قبل بر آن و در اين معنى گفته‌اند ( يريد الجاحدون ليطفئوه و يا بى اللَّه الا ان يتمه ) و گويند اين تمثيل حال يهود و نصارى است در طلب ابطال نبوت حضرت رسالت ( ص ) بتكذيب به حال كسانى كه طلب